با توجه به اینکه بیشتر مردم استان بلاخص جوانهای استان با گاهشماری محلی و کردی استان آشنایی ندارند و یا این آشنایی کم است به صورت مختصر تقویم کردی و محلی را در این مطلب می آورم که امید است جوانها با این تقویم آشنایی پیدا کنند و حداقل اطلاعاتی در این مورد بتوانند به نسلهای آینده انتقال دهند
نام فصلها:
1-فصل وهار کردی(بهار)
2-فصل پایز کردی(پاییز)
3-فصل سردوای کردی
4-فصل زمسان کردی(زمستان)
نام ماهها:
اسامی ماههای فصل وهار کردی
1-مانگ اول وهار(بهمن)
2-مانگ وسط وهار(اسفند)
3-مانگ آخر وهار(فروردین)
اسامی ماههای فصل پایز کردی
1-مانگ اول پایز(اردیبهشت)
2-مانگ وسط پایز یا کوکر(خرداد)
3-مانگ آخر پایز یا گاغور(تیر)
اسامی ماههای فصل سردوای کردی
1-مانگ اول سردوا(مرداد)
2-مانگ وسط سردوا(شهریور)
3-مانگ آخر سردوا(مهر)
اسامی ماههای فصل زمسان کردی
1-مانگ اول زمسان(آبان)
2-مانگ وسط زمسان یا مانگ سیه(آذر)
3-مانگ اخر زمسان یا خاک لیو (دی)
انواع سالها
سالهای حرام:میمون-وراز-موش-سگ-پلنگ
سالهای مکروه:اسب-مار-خرگوش
سالهای حلال:مرغ-ماهی-گوسفند-گاو
شروع و پایان سال-نام ماهها و روزهای خاص و اعتقادات
بر حسب تقویم کردی پنج روز اول عید نوروز جزء روزهای سال بحساب نمی آیند و شروع سال از روز ششم عید نوروز است.در تقویم محلی منطقه هر ماه سی روز است و پنج روز اول عید نوروز می باشد و به پنجه روز معروف است در باورهای عامه این پنج روز به باوانی(خداحافظی عروس از خانوده مادری و رفتن به خانه شوهر ) حضرت فاطمه زهرا(س) معروف است یعنی پنج روز پنجه متعلق به حضرت فاطمه است که دامداران روغن بدست آمده را در این پنج روز در هیزه( جای نگهداری روغن حیوانی یک نوع مشک مخصوص نگهداری روغن ) نگهداری می کنند و براین باورند که حضرت فاطمه در شب هنگام با زدن دست خود بر هیزه ها روغن را متبرک می کند لذا از روغن فوق به بیماران می دهند تا شفا پیدا کنند
سه ششلگ
شش روز آخر زمستان کردی به شش روز ششلگ معروف است،دوازده روز اول بهار کردی نیز به دو شش روز ششلگ معروف است که با مطابقت دادن این روزها با ماههای فارسی به این نتیجه می رسیم که از 25 دی ماه تا دوازده بهمن ماه،در تقویم فارسی،مطابقت با 3 ششلگ کردی دارد که جمعاً سه عدد شش روز یعنی 18 روز می باشد
به قولی پس از ششلگ پسری به نام حمیل به دنیا می آید که پس از گذشت سه روز از تولدش مادرش اسلح ای بدستش می دهد تا به شکار برود.زمانی که حمیل به شکار می رود ناگهان از کوه پرت می شود و گردنش می شکند و پس از مدتی می میرد براین باورند که اگر تیر حمیل به داخل آب بخورد آن سال،سال پر بارانی است و اگر تیر وی به خشکی بخورد آن سال،خشکسالی است
باوری دیگر
13 تا 21 دی ماه فارسی(خاک لیو کردی) نام دارد که در روز 13 دی ماه پسری به نام حمیل به دنیا می آید که در روز چهاردهم در هلورگ(گهوراه)قرار دارد و روز پانزدهم بالغ می شود در روز شانزدهم از مادرش اجازه می گیرد تا به شکار رود اما مادر مانع می شود و خطاب به وی می گوید«امروز روز خوبی نیست»حمیل گوش به حرف مادر نمی زند و به کوه می رود که روز هفدهم از کوه پرت می شود و از قسمت سر به زمین سقوط می کند و گردنش می شکند و می میرد،روز هیجدهم جسدش در بیابان قرار دارد و روز نوزدهم جسد را با آبادی می آورند و در روز بیستم خبر مرگ حمیل را به خواهرانش می دهند و در روز بیست یک خواهران لباسهای زنگی و مهره ها و منجق ها و دیگر زیور آلات را در می آورند و لباس سیاه می پوشند بر این باورند که این روز یعنی روز بیست یکم تگرگ سختی می بارد و علت آنرا در سختی تحمل مرگ حمیل برای خواهران وی می دانند و در روز بیست دوم مادر آنها هیزمی بر می دارد و با عصبانیت به بیرون از خانه می رود و می گوید:
«حمیل م چی امم چی مم چی دل و کی کنم خش----- و ای چمت عالم بدم تش»
یعنی:حمیلم و احمدم و محمدم رفتند پس دل به کی خوش کنم با این هیزم دنیا را به اتش می زنم.
سپس هیزم را پرتاب می کند اگر هیزم در آب بیفتد آن سال باران زیادی می بارد و اگر در خشکی بیفتد آن سال سال خشکسالی است و اگر در خل(خاکستر) بیفتد آن سال برف زیادی می بارد
ماهها
مانگ سیه:
به ماه دوم زمسان کردی(آذر ماه فارسی)مانگ سیه اطلاق می شود در این ماه شدت سرما زیاد استو علوفه ها و زمین سیاه می شود
مانگ خاک لیو:
به ماه آخر زمسان کردی(دیماه)مانگ خاک لیو اطلاق میشود
مانگ کوکر:
به ماه وسط پایز کردی(خرداد ماه)مانگ کوکر اطلاق می شود در این ماه کبکها تخم گذاری می کنند
مانگ گاغور:
به ماه آخر پایز کردی(تیرماه)مانگ گاغور گفته می شود در این ماه بعلت شدت گرما، گاوها به اطراف فرار می کنند و خود را به زیر سایه ای می رسانند
------از اول دی تا 10 بهمن،چله گپ نام دارد و مدت آن چهل روز استو از 10 بهمن تا آخر بهمن،چله بوچگ نام دارد و مدت ان بیست روز است
ایام هفته
شنبه:روز کار است-در این روز آسمان و زمین آفریده شده است
یکشنبه:بنام یکتایی خدا،روز خوش یمنی است
دوشنبه:در این روز حضرت محمد(ص)به معراج رفته است.
سه شنبه:در روز سه شنبه و سوم ماه،حضرت آدم از بهشت بیرون شده است و این روز نحس است
چهارشنبه:روز نحسی است و کسی در این روز به حمام نمی رود
پنجشنبه:روز خوش یمنی است و این روز را پنجره زرین حضرت علی می دانند
جمعه:برای کار سنگین است
روزهای یکشنبه و جمعه برای عروسی خوب است روز دوشنبه باج دارد در این روز حضرت علی(ع) جلوی حضرت محمد(ص)را گرفته و انگشتری وی را بعنوان باج می گیرد
چنانچه شما اطلاعاتی در مورد گاهشماری محلی استان ایلام دارید و در این مطلب نیامده مرا بیشتر آگاه کنید تا بیشتر بدانم
نوشته شده توسط قاسم جانی در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
ساعت 8:34 موضوع فرهنگی |
لینک ثابت
|
|
|
ايران از جمله مراكز تمدنهاي بسيار در جهان بوده و محدوده استان ايلام فعلي به دليل قرار گرفتن بين فلات ايران و تمدن بين النهرين و قرارگيري درمحدوده رشته كوه زاگرس از مراكز بسياربا اهميت ايران و حتي جهان مي باشد كه بسياري از تحقيقات به عمل آمده باستانشناسي موكد اين امر مهم است. دوران پيش از تاريخ: از دوران پيش از تاريخ كه زندگي به صورت غارنشيني وكوچ نشيني و شكار رواج داشته آثار و يافته هاي زيادي در دنيا وجود ندارد ولي برخي از مطالعات بيانگر وجود زندگي به صورت گسترده در اين دوران در استان ايلام است. پناهگاهها و زيستگاههاي صخره اي كه مربوط به دوران زارزين مي باشد و ميراث هزاران ساله شكارچيان عصر سنگ به شمار مي روند كه در استان ايلام كشف و ثبت شده اندكه عمدتاً در دره هليلان و تنگه قوچعلي و ارغوان شهر ايلام قرار دارند. اين آثار مربوط به دوران پارينه سنگي مي باشند كه از حدود5/2 ميليون سال پيش تا 12 هزار سال پيش مسكن انسانهاي نخستين بوده است. در دره هليلان كه توسط يك هيئت بين المللي به سرپرستي كريستين سن مورد مطالعه قرار گرفته آثار مهمي از ز ندگي دوران اواخر نوسنگي(هزاره ششم تا پنجم قبل از ميلاد) به دست آمده است.
دوران انقلاب نوسنگي: از اين دوران كه دوره آغاز زندگي شهر نشيني و كشاورزي و اهلي كردن حيوانات است آثار مهم و متعددي در استان ايلام وجود داردكه شاخص ترين آنها تپه علي كش در دهلران است. در اين تپه برابر مطالعات هيئت بين المللي به سرپرستي پروفسور فرانك هول(62-1961 ميلادي) آثار معماري و ابزار سنگي مربوط به هزاره هفتم و ششم قبل از ميلاد به دست آمده كه آثار معماري آن بيانگر شكل گيري اولين مجتمع زيستي(روستا مانند) در جهان است. عصر مفرغ و آهن: اين دوران كه هم زمان با دوران قوم كاسي و ايلاميها مي باشد از دوران طلايي تكنولوژي بشري است كه كاسيها به عنوان طلايه دار تكنولوژي كشف مفرغ معروفيت جهاني يافته اند. در اين دوره آثار به صورت ابزار مختلف از آلياژها و فلزهاي فوق با تكنيك خاص خود ساخته شده اند در بررسي هاي به عمل آمده توسط هيئت بين المللي به سرپرستي پروفسور واندنبرگ از قبرستانهاي ايلام به ويژه وركبود، چم ژيه، جوب گوهر، دمگرپرچينه، بردبال چنار باشي برگهايي زرين بر مطالعات باستانشناسي افزوده شده و بيانگر اين مهم است كه در اين دوران استان ايلام جزء مهمي از تمدن كاسيها و ايلاميها بوده است. تمدن ايلاميها مصادف با دوران مفرغ قديم آغاز شده كه شاخص ترين آثار آن تپه پتك در موسيان و تپه تيغن دره شهر( دوره ايلام ميانه) و سنگ نوشته گل گل ملكشاهي كه با خط ميخي و آشوريها آن را در هنگام فتح ايلام نگاشته اند. دميرو شيجي باستانشناس فرانسوي عقيده دارد كه تپه پتك موسيان همان شهر ماداكتو پايتخت گم شده ايلام باستان است.
دوران ماد و هخامنشي: در اين دوران ايلام جزئي از تمدنهاي ماد و هخامنشي بوده كه به دليل نزديكي با پايتخت هاي باستاني شوش و هگمتانه (همدان) و بيستون از اهميت زيادي برخوردار بوده است.در اين دوران اگر چه تمدن ايلام افول نموده ولي نگاشتن با خط ايلامي توسط پادشاهان هخامنشي بيانگر اهميت ويژه اين منطقه به عنوان يك منطقه شاخص بوده به نحوي كه اغلب كتيبه ها ابتدا با خط ايلامي و سپس بعدها به پارسي باستان ترجمه و نگاشته شده اند. ايلام عليرغم اينكه جزئي از اين امپراطوري ها بوده ولي همواره استقلال خود را به صورت نسبي حفظ نموده است. داريوش چند بار ذكر كرده كه بارها قيام ايلاميان ر اسركوب كرده است
دوران سلوكي-پارت: در اين دوران برابر متون باستاني ايلام همانند ساير نقاط ايران جزئي از منطقه تحت قلمرو سلوكيان بوده كه پس از انقراض آنان و آغاز دوران پارتي (اشكاني) اين منطقه جزئي از قلمرو اشكانيان شد. نتايج مطالعات انجام شده در تپه فرخ آباد دهلران كه توسط هيئت هاي مختلف ايراني و بين المللي مورد مطالعه قرار گرفته حاكي است كه در آن هنگام تپه مزبور جزء ايالت " اليم " يا ايلام نو بوده است. ساير آثار اين دوران به صورت استقرارهاي موقت وكوچ نشيني بوده كه بيشتر در حاشيه رودخانه ها و دشت ها شكل گرفته است.
دوران ساساني: به علت اينكه در اين دوران استان ايلام فيمابين تيسفون (بغداد) به عنوان پايتخت ساسانيان و دولت شهرهاي شوش و بيستون و فارس قرار گرفته از اهميتي ويژه برخودار بوده و به همين دليل عمليات عمراني زيادي از سوي دولت مركزي در اين استان انجام پذيرفته كه شامل سه دسته:بناهاي بين راهي و راههاي و پلهاي باستاني-شهري و شاخص هاي شهري-قلاع و دژهاي باستاني هستند كه معروفترين آثار حفاظت شده آنها عبارتند از:پل گاوميشان،چم نمشت،كور و دوت،كوشك قينفر،قلعه شياخ،قلعه سام، شهرهاي تاريخي سيروان،سيمره دربندو قلاع پشت قلعه،قلعه هزار دره وآتشكده هاي موشكان و سياهگل و چهار طاقي دره شهر- وطاق شيرين و فرهاد. در اين دوران استان ايلام به دو ايالت مهرجانكدك در بخش شرقي و به مركزيت شهر سيمره (دره شهر كنوني) و ايا لت ماسبذان به مركزيت سيروان (محل روستاي سرابكلان فعلي) كه گفته مي شود قصر انوشيروان نيز در آن قرار داشته تقسيم مي شده است اين شهرها از شهرهاي مهم و پرجمعيت و آباد آن زمان بوده كه جمعيت زيادي را در خود سكني داده اند و در اثر وقوع زلزله اي مهيب از بين رفته اند.. آثار تنگه بهرام چوبينه كه در دره شهر قرار دارد متعلق به بهرام چوبينه سردار ساساني است. به علت كودتاي وي بر عليه خسروپرويز اين پادشاه به روم گريخته و پس از ازدواج با دختر امپراطور روم و گرد آوري سپاه به ايران حمله نموده و مجدداً پادشاهي ايران را در دست مي گيرد.
دوران اسلامي: در متون تاريخي آمده كه ايلاميها خود اسلام آوردند و محدوده اين استان در دوران اسلامي به عنوان بخشي از ايالت جبال تحت قلمرو خلفاي اسلامي به مركزيت كوفه و بصره اداره مي شد.بزرگترين شهر مربوط به اين دوران شهر سيمره(دره شهر) است كه از نه فصل كاوش علمي پژوهشكده باستانشناسي كشور آثار بديعي از معماري و شهر سازي و تزئينات معماري به ويژه گچبريها با نقش هاي منحصر به فرد و خطوط كوفي كشف شده است. در استان ايلام تا نيمه اول قرن چهارم(سال334 ه.ق)زندگي شهرنشيني از رونق زيادي بر خوردار بوده است كه به علت وقوع زمين لرزه بزرگي كه كليه شهرهاي بزرگ استان در آن نابود شدند .اين شيوه زندگي دراستان به زندگي كوچ نشيني تبديل گرديد.در كتب ياقوت حموي،ابن اثير، حمداله مستوفي، تاريخ طبري و .... به اين مسئله اشاره شده و آورده اندكه در اثر وقوع زلزله بيست هزار نفر از اهالي شهر پر جمعيت سيمره كشته و اين شهربراي هميشه خالي از سكنه شده است. محل شهر كنوني ايلام نيز كه در آن هنگام (الرذ) ناميده مي شده به دليل آب و هواي مناسب و نزديكي به محل خلافت خلفاي عباسي(بغداد) از مهمترين تفرجگاههاي آنان محسوب مي شده و در كتب تاريخي آمده است كه المهدي بالله برادر هارون الرشيد در هنگام شكار در اين مكان كشته شده و مقبره وي كه به "سه ي مه ي " معروف بوده تا دهه 50(ه.ش) به عنوان قبرستان ايلام بر پا بوده و هم اينك محل آن به پارك كودك تبديل شده است.
دوران اسلامي متأخر: اين دوران شامل سلسله هاي افشاريه و زنديه و .... بوده و ايلام جزئي از قلمرو اين سلسله ها بوده است. شاخص ترين اثر مربوط به دوران زنديه ساختمان قبلي امازاده علي صالح(ع) " خاسعلي " است كه اثر نوسازي تجديد بنا شده است. از ديگر بناهاي اين دوران مقبره هاي امامزاده پير محمد و سيد صلاح الدين محمد آبدانان- معين صالح ماژين-سيد ابراهيم زرين آباد است .
حكومت محلي واليان فيلي (دوره صفويه تا پهلوي): پس انقراض سلسله محلي حسنويه كرد ،در هنگامي كه شاهورديخان سرسلسله اتابكان فرمانروايي خرم آباد را از دولت مركزي تحويل گرفت حسينقلي خان فيلي را والي منطقه پشتكوه كرد. وي نيز قصبه دي والا " دهبالا " را مركز حكومت خود قرار داده و آنرا " حسين آباد فيلي " نام نهاد. شاخص ترين آثار مربوط به اين دوران قلعه هاي والي فيلي در ايلام و در حاشيه رودخانه كنجاچم مهران مي باشد.ساخت چند قلعه و قنوات و سنگ نوشته نيز از جمله ديگر اقدامات واليان فيلي بوده كه معروفترين آنها سنگ نوشته تخت خان در صالح آباد مي باشد و بيانگر شيوه حكومت واليان بوده كه به صورت كوچ نشيني بوده است. متاسفانه برخي آثار واليان به علت توسعه شهرها تخريب شده اند. از نكات برجسته اين دوران استقلال نسبي سلسله ميره " حاكمان " محلي دره شهر بوده كه مناطق لر نشين استان را تحت فرمان خود داشته و عليرغم اينكه حكم خود را از والي پيشكوه(لرستان)دريافت مي كرده اند ولي خراجگزار والي پشتكوه(فيلي) بوده اند. اين مسئله ياد آور تقسيم استان به دو ايالت در دوران ساساني- اسلا مي مي باشد. قلمرو حكومت واليان از جنوب به شوش- از شرق به لرستان و از غرب تا منطقه كوت و عماره در جنوب تا خانقين و مندلي در شمال عراق(مناطقي كه كردهاي شيعه مذهب در آن ساكنند ) بوده است.
دوران معاصر پنج سال پس از روي كار آمدن رضاخان، وي سپاه والي وقت ايلام " غلامرضا خان فيلي " به عنوان آخرين حاكم ملوك الطوايفي ايران را شكست داد و والي به عراق گريخت و در نجف اشرف ساكن شد. هم اينك قبر وي در قبرستان نجف اشرف است.به دستور رژيم بعثي و در جهت اجراي سياست تعريب (عرب جلوه دادن) كردهاي فيلي سنگ قبر وي و ساير كردها كه به فارسي و يا كردي روي آنها نگاشته شده بود شكسته و به دلخواه رژيم بعثي بر روي آنها با رسم و خط زبان عربي به ذكر مشخصات متوفيان بسنده شده است. در سال 1316 و پس از جلوس رضا خان پهلوي استان ايلام جزء استان كرمانشاهان(استان پنجم) گرديد و سپس در سال 1343 به فرمانداري كل تبديل شد روستاي حسين آباد فيلي نيز با پيشنهاد فرهنگستان ايران به " شهر ايلام " تغيير نام يافت و در سال 1353 اين منطقه به استان ايلام در تقسيمات كشوري رسميت پيدا نمود.
ايلات استان: تنوع لباس،گويشها،عادات و مراسمات و .... در نزد ايلات واقوام مختلف يك بستر مناسب براي تقويت امر گردشگري مي باشد. استان ايلام به دليل وجود ايلات مختلف كرد،لك،لر و عرب از اين حيث داراي تنوع ويژه اي مي باشد. اغلب ساكنين استان كردهاي شيعه مذهب (در حدود ۹۸% ) مي باشند. لرها عمدتاً در شرق و جنوب به صورت پراكنده و لك ها در شمال شرقي و شرق به صورت پراكنده و عربها در جنوب غربي به صورت متمركز و كردها در كل استان پراكنده هستند. گويش غالب اهالي استان كردي فيلي و همگي شيعه مذهب ميباشند. |
|
نوشته شده توسط قاسم جانی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385
ساعت 16:0 موضوع تاریخی |
لینک ثابت