موسيقي كردي در ميان مردم مناطق كردنشين داراي يك پيوند ناگسستني با زندگي روزمره مردم است، بسياري از صاحب نظران كرد معتقدند: موسيقي كردي يكي از اصيلترين موسيقيهاي ايراني است كه با گذشت قرنها ويژگيهاي خود را در فولكلور عامه كرد زبانهاي ايراني حفظ كرده است.
سازهاي رايج در موسيقي كردي ني، سورنا، نايه، دهل، تنبك، تنبور و كمانچه است.
به طور كلي در موسيقي ايراني ملوديهايي در قالب هفت دستگاه ماهور، شور، نوا، همايون، سهگاه،چهارگاه و پنج گاه جاي ميگيرند. اما غير از هفت دستگاه معروف فوق يك دستگاه مشهور ديگر وجود دارد و آن دستگاه " اصفهان " ميباشد.بسياري از موسيقيدانان معتقدند اين دستگاه بخشي از دستگاه شور است و بسياري ديگر بر اين باورند كه شاخهاي از همايون است. آوازهاي " قهتاري " كردي در همين دستگاه جاي ميگيرند.در ميان هفت دستگاه فوق، دستگاه شور از ساير دستگاهها وسيعتر و بزرگتر است زيرا اگر چه در سايردستگاهها، چندين آواز ديگر جاي ميگيرد، اما دستگاه شور علاوه بر اين خود داراي چندين " گوشه " ديگر ميباشد.اين گوشهها شامل ابوعطا، بيات ترك يا بيات زند، افشاري ياهه وشار، دهشتي و بيات كرد ميباشد.بسياري از آوازهاي كردي مانند كابوكي، شاييك دهگري، گول نيشان گول نيشان و اكثر آوازهاي حيران در دستگاه شور جاي دارند.هنر موسيقي هر ملتي وقتي پيشرفت ميكند كه فرهنگ ملي آن ديار، مورد توجه باشد و شرط پيشرفت، توسعه و احياء آن در فرهنگ مردم نهفته است.
كردها به فرهنگ، زبان، ادبيات، سنت و موسيقي خود بسيار علاقهمند هستند و به همين دليل در اين مورد پيشرفت كردهاند.موسيقي كردي داراي شيوهها و آوازهاي مختلف است كه در زير به نمونه های از آنها اشاره می شود
" هوره " از ديگر شيوههاي موسيقي كردي ميباشد، اين آواز يك مقام بسيار زيباست كه سوگ، ماتم، غريبي و عزاداري را به شيوههاي مليح و متين به گوش شنونده ميرساند.اعتقاد موسيقي دانان اين است كه هوره همان ستايش اهورامزدا بوده است و كردها كه پيروان آيين زرتشت بودهاند، با اهورامزدا شروع به خواندن ميكنند.اين آواز در كرمانشاه، ايلام، لرستان، سرپل زهاب، اسلامآباد، كرند غرب، گيلان غرب، هرسين، ماهيدشت و سنقروكليايي نواخته ميشود.
يكي ديگر از آوازهاي كردي " حيران " ميباشد كه از دل بيت سر در آورده و اغلب از متني عاشقانه و پرسوز و گداز با توسل جستن به خالق يكتا، ائمه و پيامبران برخوردار است.
" لاووك " يا لاوژه از ديگر آوازهاي كردي ميباشد كه از ترانههاي كلاسيك كردي سرچشمه گرفته است و در ميان كردهاي خراسان به مقامهاي ( لو و هي له لو شوان) خوانده ميشود.اين مقام مخصوص زنان است و وجه تمايز" لاووك " با "حيران" در نوع زبان شعري به كار رفته در آن ميباشد.لاووك به طور كلي به گويش زبان كردي سوراني اجرا ميشود. اين آواز در تمام مناطقي كه به زبان كردي كرمانجي صحبت ميكنند وجود دارد.
" گوراني" باشكوهترين و بزرگترين شيوه موسيقي كردي ميباشد، اين آواز عظيمترين دسته نغمات درموسيقي كردي را دارد و كهنترين بخش ادبيات موسيقي كردي را شامل ميشود.اشعار گوراني ۱۰هجايي ميباشد و در تمام مناطق كردستان اين آواز به اجرا در ميآيد. در زبان عامه به تمام شيوهها و آوازهاي موسيقي كردي گوراني نيز گفته ميشود.
" چمري " نيز از آوازهاي موسيقي كردي است كه به پاس تجليل از وجود با ارزش از دست رفتهاي اجراميشود. اين آواز به معناي شيون، عزا و نهال قامت خم شده است، چمري همانند نوحهخواني در فارسي است و در مناطق مختلف ايلام، لرستان و كرمانشاه طرفداران زيادي دارد.
اما موسيقي كردي وسيعتر از اين است كه بتوان آن را در قالب آوازها يا شيوههاي محدود و مشخصي گنجاند.موسيقي كردي بازتاب غناي روحي و معنوي مردم است و در عين حال تريبوني براي تفسير مسايل عميق جامعه ميباشد.اگر چه گفته شد كه مقامها و آوازهاي كردي، جزيي از موسيقي قديمي ايران است ولي منظور اين نيست كه تمام مقامها و آوازهاي كردي، بدون كم و كاست، در چارچوب دستگاههاي سنتي ايران قرار ميگيرند.بعضي از آوازها و مقامهاي كردي مانند سياهچمانه و هوره در موسيقي كردي وجود دارند كه در داخل دستگاههاي موسيقي ايراني جاي نميگيرند و يك دستگاه خاص را ميطلبند.علت مصونيت اين آوازها از موسيقي ايراني اين است كه اين مقامها و آوازها بازمانده موسيقي غني گاتاي آيين زرتشت است و هجاي اين شعر نيز در رديفهاي عروضي جاي نميگيرد و جغرافياي سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپري از اين آوازها دفاع كرده است.
نوشته شده توسط قاسم جانی در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 14:21 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
اگر به سراغ لهجه هاي زبان كردي برويم و ابتدا باید به اين سوال پاسخ بدهيم كه عوامل به وجود آورنده لهجه ها در زبان كردي چه چيزهايي هستند ؟
يكي از عوامل مهمي كه سهم عمده اي در بوجود آمدن لهجه هاي گوناگون زبان كردي داشته است عامل جغرافيايي است ، شاهد زنده بر مدعاي ما نوع و كيفيت تاثير زبان هاي تركي ، عربي و فارسي بر مناطق مختلف كردنشين است به گونه اي كه ميزان تاثير اين زبان ها در مناطق مختلف كردستان يكسان نيست . تجزيه ي كردستان در قرن هفدهم و متعاقب آن در قرن بيستم مي تواند يكي ديگر از عوامل بوجود آوردنده ي لهجه هاي كردي باشد . وقتي يك كرد كرمانج حرف مي زند شما متوجه مي شويد كه زبانش تحت تاثير زبان تركي قرار گرفته است اما وقتي يك كلهر حرف مي زند شما متوجه مي شويد كه لغات فارسي در زبانش بكار مي برد و زبان او تحت تاثير زبان فارسي قرار گرفته است . حال به بررسي گويش هاي زبان كردي مي پردازم از آنجا كه زبان شناسان ، شرق شناسان و مورخان غير كرد و بسياري از دانشمندان و زبان شناسان كرد به تقسيم بندي هاي گوناگوني از زبان كردي و گويش هاي آن پرداخته اند و تقريبا تقسيم بندي مشابهي را عنوان كرده اند به تعدادي از اين نمونه ها اشاره خواهم كرد و در پايان به تقسيم بندي خويش از زبان كردي مي پردازم ،اميد آن دارم كه مورد قبول خوانندگان و زبان پژوهان گرانسنگ قرار گيرد.
نوشته شده توسط قاسم جانی در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 13:39 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
اين بنا در سال 1326 ه. ق به دستور غلامرضا خان والي « ابو قداره » بر روي تپه اي تاريخي به نام چقا ميرگ شكل گرفت قلعه مذكور داراي سه در ورودي در سه ضلع كه ورودي اصلي به شيوه يك هشتي منظم با طاق و دو چين آجري است . قسمت مياني ضلع جنوبي آن به وسيله پله هاي منظم و كم شيب به خيابان و محوطه جنوبي مقابل قلعه مشرف مي شود . وجود پله هاي مورد بحث بيانگر اختلاف سطح محوطه زير بناي قلعه با اراضي مجاور جنوب قلعه است . در منتهي اليه درها دوهشتي وجـــود دارد كه نور تعدادي از اطاقها از آنجا تأمين مي شود . اين هشتي ها به هشت ضلع منظم تقسيم و با شكستگي در آجرهاي ديوار اجراي انواع قوس بر سر نعل درگاهها و تزيينات آجري بالاي آن و اجراي طاق نمااهايي در ديوار مزين شده است . سقف كليه اطاقها از ملات گچ و آجراست . در آن ها از انواع و اقسام قوس هاي بار بر و غير بار بر « تزئيني » به شيوه رومي استفاده شده است و اطراف آنها با شكستگي و برجسته نمودن آجرها و همراه با كاشـي هاي ريز رنگي تزئين كرده اند .

قلعه داراي 22 اطاق تودرتو است . اتاقهاي مشرف به انتهاي اضلاع غربي و شرقي در قسمت جنوب داراي تزئينات آيينه كاري و نقاشي هايي با نقوش انسان و تزيينات گوناگون است . قســمت اعظم نقـــوش انساني اين بخش را تصاوير حكام وقت و زنان آنان تشكيل مي دهد .
قلعـــه داراي شش زير زمين است . با توجه به وجود شومينه و معماري خاص زير زمين ها احتمالاً از آن به عنوان محل استراحت در بهار و تابستان و گاه نيز به عنوان زندان استفاده مي شده است . اتاق شاه نشين داراي پنجره بزرگ چوبي ، گچ بري هاي منحصر بفرد با نقوش گل وگياه و نيز حوض سنگي كوچك است
نوشته شده توسط قاسم جانی در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 10:59 موضوع گردشگری | لینک ثابت
دوران اسلامي:
در متون تاريخي آمده كه ايلاميها خود اسلام آوردند و محدوده اين استان در دوران اسلامي به عنوان بخشي از ايالت جبال تحت قلمرو خلفاي اسلامي به مركزيت كوفه و بصره اداره مي شد.بزرگترين شهر مربوط به اين دوران شهر سيمره(دره شهر) است كه از نه فصل كاوش علمي پژوهشكده باستانشناسي كشور آثار بديعي از معماري و شهر سازي و تزئينات معماري به ويژه گچبريها با نقش هاي منحصر به فرد و خطوط كوفي كشف شده است.
در استان ايلام تا نيمه اول قرن چهارم(سال334 ه.ق)زندگي شهرنشيني از رونق زيادي بر خوردار بوده است كه به علت وقوع زمين لرزه بزرگي كه كليه شهرهاي بزرگ استان در آن نابود شدند .اين شيوه زندگي دراستان به زندگي كوچ نشيني تبديل گرديد.در كتب ياقوت حموي،ابن اثير، حمداله مستوفي، تاريخ طبري و .... به اين مسئله اشاره شده و آورده اندكه در اثر وقوع زلزله بيست هزار نفر از اهالي شهر پر جمعيت سيمره كشته و اين شهربراي هميشه خالي از سكنه شده است.
محل شهر كنوني ايلام نيز كه در آن هنگام (الرذ) ناميده مي شده به دليل آب و هواي مناسب و نزديكي به محل خلافت خلفاي عباسي(بغداد) از مهمترين تفرجگاههاي آنان محسوب مي شده و در كتب تاريخي آمده است كه المهدي بالله برادر هارون الرشيد در هنگام شكار در اين مكان كشته شده و مقبره وي كه به "سه ي مه ي " معروف بوده تا دهه 50(ه.ش) به عنوان قبرستان ايلام بر پا بوده و هم اينك محل آن به پارك كودك تبديل شده است.
دوران اسلامي متأخر:
اين دوران شامل سلسله هاي افشاريه و زنديه و .... بوده و ايلام جزئي از قلمرو اين سلسله ها بوده است.
شاخص ترين اثر مربوط به دوران زنديه ساختمان قبلي امازاده علي صالح(ع) " خاسعلي " است كه اثر نوسازي تجديد بنا شده است.
از ديگر بناهاي اين دوران مقبره هاي امامزاده پير محمد و سيد صلاح الدين محمد آبدانان- معين صالح ماژين-سيد ابراهيم زرين آباد است .
حكومت محلي واليان فيلي (دوره صفويه تا پهلوي):
پس انقراض سلسله محلي حسنويه كرد ،در هنگامي كه شاهورديخان سرسلسله اتابكان فرمانروايي خرم آباد را از دولت مركزي تحويل گرفت حسينقلي خان فيلي را والي منطقه پشتكوه كرد.
وي نيز قصبه دي والا " دهبالا " را مركز حكومت خود قرار داده و آنرا " حسين آباد فيلي " نام نهاد.
شاخص ترين آثار مربوط به اين دوران قلعه هاي والي فيلي در ايلام و در حاشيه رودخانه كنجاچم مهران مي باشد.ساخت چند قلعه و قنوات و سنگ نوشته نيز از جمله ديگر اقدامات واليان فيلي بوده كه معروفترين آنها سنگ نوشته تخت خان در صالح آباد مي باشد و بيانگر شيوه حكومت واليان بوده كه به صورت كوچ نشيني بوده است.
متاسفانه برخي آثار واليان به علت توسعه شهرها تخريب شده اند.
از نكات برجسته اين دوران استقلال نسبي سلسله ميره " حاكمان " محلي دره شهر بوده كه مناطق لر نشين استان را تحت فرمان خود داشته و عليرغم اينكه حكم خود را از والي پيشكوه(لرستان)دريافت مي كرده اند ولي خراجگزار والي پشتكوه(فيلي) بوده اند.
اين مسئله ياد آور تقسيم استان به دو ايالت در دوران ساساني- اسلا مي مي باشد. قلمرو حكومت واليان از جنوب به شوش- از شرق به لرستان و از غرب تا منطقه كوت و عماره در جنوب تا خانقين و مندلي در شمال عراق(مناطقي كه كردهاي شيعه مذهب در آن ساكنند ) بوده است.
دوران معاصر
پنج سال پس از روي كار آمدن رضاخان، وي سپاه والي وقت ايلام " غلامرضا خان فيلي " به عنوان آخرين حاكم ملوك الطوايفي ايران را شكست داد و والي به عراق گريخت و در نجف اشرف ساكن شد.
هم اينك قبر وي در قبرستان نجف اشرف است.به دستور رژيم بعثي و در جهت اجراي سياست تعريب (عرب جلوه دادن) كردهاي فيلي سنگ قبر وي و ساير كردها كه به فارسي و يا كردي روي آنها نگاشته شده بود شكسته و به دلخواه رژيم بعثي بر روي آنها با رسم و خط زبان عربي به ذكر مشخصات متوفيان بسنده شده است.
در سال 1316 و پس از جلوس رضا خان پهلوي استان ايلام جزء استان كرمانشاهان(استان پنجم) گرديد و سپس در سال 1343 به فرمانداري كل تبديل شد روستاي حسين آباد فيلي نيز با پيشنهاد فرهنگستان ايران به " شهر ايلام " تغيير نام يافت و در سال 1353 اين منطقه به استان ايلام در تقسيمات كشوري رسميت پيدا نمود.
نوشته شده توسط قاسم جانی در دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 11:35 موضوع تاریخی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

استان ایلام از جنوب با خوزستان از شرق با لرستان و از شمال با كرمانشاه همسايه بوده و از سمت غرب داراي 425 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق است
ايلام امروز داراي ميراث تمدني و فرهنگي ديرينه ميباشد و از نظر تاريخي بخشي از سرزمين عيلام باستان بوده است. در دوره ساساني در اين منطقه دو ايالت ماسبذان با مركزيت سيروان و شهرهاي تابعة آن مانند: اريوجان و الرذ و ايالت مهرجانقذق با مركزيت صيمره پديد آمده است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY